"عمران جنگ دوست تنها بازمانده يك خانواده سیزده نفری از فاجعه شيميايي سردشت"

تعداد بازدید : 302
تاریخ و ساعت انتشار : دو شنبه 1 آبان 1396 01:17
او امروز 22 سال دارد و دانشجوي سال چهارم رشته ادبيات عرب دانشگاه مهاباد است و البته "جانباز 70 درصد شيميايي".

درباره دوران كودكي و نوجواني اش مي گويد:


آنطور که بعدها فهمیدم، منرل ما در ميدان سرچشمه سردشت بوده و در آن روز (هفتم تیر1366) مادر و برادران و خواهرانم در كنار هم در زير زمين خانه مان شهید شده بودند.
و اينطور زمزمه مي كند: من تنهايم. بي كسي و تنهايي از يك طرف و ابتلاي به اين بوي نا آشنا و غريب از يك طرف.

كلثوم، ليلي،پري،مريم، عباس و ابراهيم، نام خواهران و برادراني هستند كه هرگز آنها را نديده و خاطره اي هر چند كوتاه و مبهم از آنان ندارد.
و بعد از شيميايي باران سردشت او نزد پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگي مي كرده و البته به همراه پدري مجروح و دردمند كه عمران مي گويد: "يك روز هم حتي پدر را سرحال و سالم نديدم".

عمران مي گويد: هر دو ماه يك بار از مهاباد به تهران مي آيم و مدام بايد تحت نظر پزشكان باشم.تا حالا بيش از نصف عمرم را در بيمارستان گذارنده ام. مشكلات جسمي و روحي و معضلات اداري و نبود امكانات مناسب در شهرستان باعث آزار بيشترم مي شود.

او در زمينه درمان مصدومين شيمايي تحليل وِيژه اي دارد:
در يك جمله معتقدم بايد مسئولين و متخصصين درمان جانبازان شيميايي زمينه "بازگشت به جامعه" را براي اين قشر زجر ديده و مظلوم فراهم كنند.
عمران جنگدوست تاكيد مي كند كه؛
اميدوارم اطلاع رساني اين درد كهنه به خوبي انجام شود. دستگاه هاي تبليغاتي همت كنند و سردشت و مردم شيميايي زده آن را به دنيا معرفي كنند.


و مي گويد: ما مرزنشينان ايران در سالهاي دور و پرخطر تاريخ به مرزباني اين سرزمين پرداخته ايم و اجدادمان در راه حراست از اين سرزمين شهد شهادت نوشيده اند.


عمران آرزوي روزي را دارد كه در دادگاه عدل الهي به محضر خداي عدل گستر برسد و داد خود را از همه جنايتكاراني كه او و شهر و خانواده اش را به خاك و خون كشيدند،‌ بستاند.


او يك رنج نامه هم براي خودش دارد:
من تنهايم. بي كسي و تنهايي از يك طرف و ابتلاي به اين بوي نا آشنا و غريب از يك طرف.
كيست كه يك لحظه آلام استخوان سوز ما را بفهمد! به كدام گناه روزي صد بار مردن و زنده شدن!
به نظر شما نشو و نماي يك فرزند قرباني سلاح هاي شيميايي در فضاي يك خانواده شيميايي زده آن هم در يك شهر شيميايي شده چگونه خواهد بود؟!
آيا نگاه اينچنين فردي نسبت به جهان و جامعه انساني و بشريت مثبت خواهد بود؟!
من از كودكي سرفه مي كنم. ‌سرفه هايي خون آلود و مدام نفسم بند مي‌آيدو.....


انتهای گزارش - محمد حسنی

 

تصاویر مرتبط

11.jpg


22.jpg

33.jpg
  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها