درد دل جانباز یک شیمیایی

آهای گاز "خردل" من تسلیمم!

تعداد بازدید : 18
تاریخ و ساعت انتشار : چهار شنبه 19 تیر 1398 11:44
جانباز شیمیایی زیر ۲۵ درصد هر روزبا یک درد تازه:

ابتدا تاول بود و سوزش چشم، سرفه و عوارض ریوی هم به دنبالش آمد. جوان بودم و فعال و بدن قوی ام بر عوارض مصدومیت شیمیایی غلبه می کرد اما با بالارفتن سن تازه متوجه شدم که گاز خردل چقدر مخرب و نابود کننده است و فیل را از پا در می آورد.

شده ام کلکسیون انواع بیماری از ناراحتی قلبی و نارسایی کلیه گرفته تا خارش و خشکی شدید پوست و اکنون در آستانه پنجاه سالگی حتی یک دندان سالم ندارم. ضعف شدید قوای جنسی و جسمی، وز وز دایمی گوش، ریزش شدید مو، و مشکلات چشمی نیز مزید برعلت شده است.

اما مهمترین بخش ماجرا اعصاب است، حتی تحمل یک حرف ساده خانواده را ندارم و به سادگی از کوره دررفته و در پایان با شکستن وسایل ماجرا خاتمه پیدا می کند. با اینکه کاملا بر مشکلات اعصاب و روان واقف بوده و می دانم که نباید اینگونه رفتار کنم اما هر چه تلاش می کنم در مدیریت اعصابم درمانده تر می شوم.‌
 آهای گاز *خردل* من تسلیمم، تو خیلی از من قوی تر هستی ...

حالا چند ماه است که دیگر توان خرید دارو را هم ندارم، زیرا هیچ پزشک و داروخانه ای در شهر من بیمه بنیاد را قبول ندارد.
خوشا به سعادت دوستان شهید که رفتند و این همه ناملایمات را ندیدند، هر اقدام کوچکی را که برای ایثارگران انجام می دهند آنچنان در بوق و کرنا می کنند که مردم هم قانع می شوند که تمام بودجه و درآمد مملکت صرف ما می شود و از طرف دیگر همه این اقدامات و مزایا در حد حرف و مصوبه باقی مانده و اجرا نمی شود.
آقایان مسئول؛ گناه من و امثال من چیست؟ آیا دفاع از انقلاب و کشور جرم است؟ چرا در تامین داروی ما هم کوتاهی می کنید؟

*خدایا: یعنی از آن همه تیر و ترکش در والفجر ۸...کربلای 5...مجنون و....نباید یک ترکش کوچک سهم من می شد؟ ماندن ما چه حکمتی داشت؟

منبع: پایگاه خبری-تحلیلی فرهنگ ایثاروشهادت

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها